تبلیغات
se7en parkour family - khod amoz:D
se7en parkour family
se7en parkour family
صفحه نخست            تماس با مدیر            پست الکترونیک           RSS            ATOM
 می گویند در ماتریکس هیچ حقیقتی نیست. اما اینجا نه ماتریکس است، نه دنیای کدهای مجازی و نه خبری از افکت های سینمایی. این چند نفر قوانین دنیای حقیقی را به سخره می گیرند. هفت متر و نیم فاصله بین دو پشت بام با ارتفاع حدود 24 را می پرند و سرعت بالا و پایین رفتن شان از پله ها آن قدر بالاست که انگار همه قوانین طبیعی را نقض  کرده اند.
در «پارکور» با ملغمه ای از تمام غیرممکن ها طرف اید. «البته بخش اصلی این ورزش بخش ذهنی آن است. یعنی این که باید این توانایی را داشته باشی که سریع تصمیم بگیری و آمادگی هر اتفاقی را داشته باشی تا بتوانی در کوتاهترین زمان ممکن بهترین تصمیم را بگیری.»
»Parkour« یک کلمه فرانسوی، برآمده از همان کشوری است که می گویند مهد این ورزش است.  انگلیسی  ها آن را»run Free«  می نامند که به معنای «دوی  آزاد» است، ورزشی عجیب و سرشار از انرژی که از انسان یک یاغی جنگجو می سازد. شاید بتوان گفت، پارکور، تلفیقی ا ست از تمام ورزش ها، ژیمناستیک، اسکیت بورد، ورزش های رزمی و ...
اینجا در پارک شاد در خیابان ملاصدرای تهران ، قرار عکاسی با نخستین گروه پارکور ایرانی را گذاشته ایم.
گروه «رها»، بچه هایی که در نظر اول به نظرت نمی آید که توانایی انجام این حرکات را داشته باشند دور هم جمع شده اند. تا با چشم  خودت نبینی. باور نمی کنی و شاید جالب تر از همه این باشد که اینها همه بچه درسخوان  اند. برای توضیح اش فکر کنم همین کافی است که بدانید دو تای آنها در دانشگاه شریف درس می خوانند.
امیرحسین ایمانی مکانیک می خواند و بچه ها به او می گویند: «پدربزرگ پارکور.» پویا منصوری دانشجوی برق، افشین بابایی، دانشجوی معدن، آرمان خاشعی، دانشجوی سخت افزار، امیر حسین متین هم نرم افزار می خواند و بروبچه ها به او می گویند: «امید» و احسان دادفر که با گرافیک سر خودش را گرم کرده. کوچکترین فرد گروه هم آرش متین است که تازه 17 سالش شده است.
 طوری که بچه ها می گویند، پارکور را 20 سال پیش فرانسوی ها ابداع کرده اند. اما وقتی که می شنوند ایرانی های قدیمی دستی در این ورزش داشته اند، تعجب می کنند. «عیاران کاغذباز» که در زمان حسن صباح و قبل و بعد از آن در ایران بوده اند و رداهایی شبیه کاغذ می پوشیده اند به نوعی از این ورزش سود می جسته اند. اینها برای انجام ماموریت هایشان از بامی به بام دیگر می پریده اند و از دیوار راست هم بالا می رفته اند. چیزی شبیه پرش های غلو شده فیلم های چینی.
بچه های گروه «رها» تا حالا یک فیلم برای جشنواره فیلم پلیس ساخته اند و در یک کلیپ هم بازی کرده اند و چندتایی اجرای زنده هم در افتتاحیه های برنامه های ورزشی داشته اند. از این که باDancer  ها مقایسه شوند، ناراحت اند و حتی بر سر این مساله کل کل هم می کنند. دارند تلاش خودشان را می کنند که نظر مردم را نسبت به پارکور عوض کنند تا دیگر این جمله را نشوند که، «دارید برای دزدی و از دیوار مردم بالا رفتن تمرین می کنید؟»
به غیر از بچه های گروه «رها» دو گروه دیگر در اصفهان و شیراز هم مدتی است، شروع به تمرین های پارکور کرده اند و اتفاقا هر سه گروه با هم در ارتباط اند.

روز عکاسی
تقریبا همه مان سر ساعت می رسیم و چیزی حدود 5 ساعت کار می کنیم. بچه ها کلی به اصطلا ح  حرکت می زنند و بعضی از حرکت ها را بارها و بارها تکرار می کنند. در نهایت می رویم سراغ تکنیک های فردی که هر کدام در آن بهتر هستند. از روی یک بام به بام دیگر که فاصله بینشان 7/5 متر است و ارتفاعش چیزی در حدود 24 متر، می پرند. کسی روی دستش بلند می شود و در هوا چرخی می زند و از مانعی می پرد و ...
همه این کارها با چنان سرعتی انجام می شود که انگار بچه ها در هوا معلق اند. اینجا اتفاقهایی می افتد که حتی فکرش را نمی کنی انسان توانایی انجام کارش را داشته باشد.
تاریخچه پارکور

پارکور نخستین بار 20 سال پیش توسط یک فرد فرانسوی به اسم «دیویدبل» و دوستانش که در یکی از محله های حاشیه نشین پاریس زندگی می کرده اند، باب می شود. این افراد دنبال ورزشی می گشته اند که در عین سادگی  ، حس هیجان آنها را نیز ارضا کند. آنها ترکیبی از همه ورزش هایی را که تا آن روز تجربه کرده بودند، با هم ترکیب می کنند و پارکور را به وجود می آورند. بعد از این ماجرا فرد دیگری به نام «سباستین فوکور» که فردی سیاهپوست بوده و گروهی به اسم «یاماکازی»  -که یک فیلم هم به همین نام ساخته اند - این ورزش را تکامل بخشیدند و تکمیل کردند. فیلم گروه «یاماکازی» از تلویزیون خودمان هم پخش شده است.
حسن پارکور این است که قاعده و قانون خاصی ندارد و مثل ورزش های کلاسیک تابع قانون خاصی نیست که حرکتی در آن خطا به حساب بیاید و بنابراین می توان در پارکور هر خلاقیتی بروز داد.  تو در این ورزش فقط به یک کفش خوب احتیاج داری و لازم نیست که هیچ هزینه خاصی بکنی. فقط باید بدنت آمده باشد. «پارکور» هیچ چیز به جز آمادگی بدنی خودت نیست. هر چه آماده تر باشی بهتر این کار را انجام می دهی و به قول خودمان حرکت با حال تر و خفنتری می زنی. البته بخش اصلی این ورزش بخش ذهنی آن است. یعنی این که تو باید توانایی این را داشته باشی که سریع تصمیم بگیری و آمادگی هرگونه اتفاقی را داشته باشی و بتوانی در کوتاهترین زمان ممکن بهترین تصمیم را بگیری. نباید از چیزی بترسی، تو می دانی اینجا برایت هیچ اتفاقی نمی افتد ولی می ترسی آن را انجام بدهی. این ترس را باید از بین ببری. ذهنت باید آماده باشد. ذهنت باید آزاد باشد. در حال حاضر این ورزش در ارتش آمریکا به سربازان آموزش داده می شود و پلیس فرانسه هم برای مقابله با مجرمین آن را به کارکنانش یاد داده است.
در کل فرانسوی ها حرف اول را در پارکور می زنند و بعد از آنها انگلیسی ها هستند که همه کارهای تجاری دنیا را انجام می دهند. یعنی اجرای کلیپ و برنامه ها را در دنیا قبضه کرده اند.
 فکر می کنید این بچه ها همدیگر را چطوری پیدا کرده اند؟ چطوری دور هم جمع شده اند و اصلا چطوری به ذهنشان رسیده که توی ایران پارکور کار کنند؟
امیرحسین: من در یک مجله درباره این ورزش چیزهایی خواندم آن موقع شیراز بودم بعد توی دبیرستان به دوستانم گفتم که بچه ها همچنین چیزی هست و آنها هم استقبال کردند و شروع کردیم به تمرین. دوم دبیرستان بودم. یکسالی تمرین کردیم. آموزش ها را از اینترنت می گرفتیم. بعد از دو سال یک موقعیت به وجود آمد و من توانستم برای تمرین دو سه هفته ای پیش یک گروه انگلیسی بروم و با آنها تمرین کنم و از اینجا بود که قضیه جدی شد. سایتمان را هم راه انداختیم. تا این که رسیدیم به بحث شرکت در المپیاد درسی و بعد کنکور که قضیه پارکور برایم راکد شد. بعد از کنکور هم از گروه قبلی هر کسی رفت سراغ کار خودش و من خودم تنهایی هر از گاهی تمرین می کردم تا این که در اینترنت با دو نفر آشنا شدم که آنها هم تمرین می کردند. تا این آشنایی در حقیقت قضیه راکد شده بود و ما عملا فقط یک سایت داشتیم. 
  تا این که با آرمان و امیرحسین آشنا شدم و قضیه عوض شد. ما تمریناتمان را در اکباتان شروع کردیم اما هنوز منسجم نبود. تصمیم گرفتیم باشگاهی بگیریم و آدم های بیشتری را جذب کنیم. بعد من پویا را پیدا کردم. (با خنده جمع) احتمالا یکی از اشتباهات زندگی ام هم این بود.
پویا: من همیشه حس می کردم چیزی در وجودم کم دارم. وقتی امیرحسین راجع به پارکور برایم توضیح داد حس کردم خیلی وقت است که می شناسمش. همان روز توی حیاط دانشگاه شروع کردیم به تمرین کردن و کم کم با بقیه بچه ها آشنا شدم.
امیرحسین (امیرو): فکر کنم 12 فروردین بود. من نشسته بودم خانه تا مثلا برای کنکور درس بخوانم اما داشتم تلویزیون می دیدم. یک ورزش عجیب غریبی داشت نشان می داد به اسم دوی آزاد. حرکت ها همه ماتریکسی. آدم ها روی دیوار راه می رفتند و می پریدند و کارهای عجیب و غریب می کردند. زنگ زدم به آرمان که او هم برنامه را ببیند. بعد ازتمام شدن برنامه آرمان کمی در اینترنت درباره این ورزش جست وجو کرد. دو ساعت بعد ما پایین خانه مان داشتیم تمرین می کردیم. برای اولین بار از یک ارتفاع سه متری پریدیم و البته آسیب هم دیدیم. الان تازه می فهمیم چه کار خطرناکی کردیم. تا این که آرمان گفت با یکی در شیراز آشنا شده که اتفاقا اسم او هم امیرحسین است و به این ورزش علاقه دارد و بعدش ...
آرمان: ... بعدش آشنایی ما با امیرحسین بیشتر شد و فهمیدیم او با یک گروه انگلیسی تمرین کرده. در اینترنت که می گشتیم فهمیدیم دو قطب در این ورزش وجود دارد: یکی فرانسوی ها بودند و یکی گروه انگلیسی که امیرحسین با آنها تمرین کرده بود.
و این طوری تمرین های ما شروع شد: یک باشگاه کوچک گرفتیم تا با برنامه  درست تمرین کنیم. یکی از بهترین وسایل آشنایی ما با این ورزش کلیپ هایی بود که از اینترنت می گرفتیم و حرکات خودمان را با استفاده از آنها تصحیح می کردیم. در این بین افشین و آرش هم به ما اضافه شدند. تا این که یک موجود عجیب گوشه باشگاه دیدیم که مشغول گرم کردن بود و این طوری احسان هم کشف شد و...
احسان: من ورزش های زیادی را تجربه کرده بودم اما آشناییم با این ورزش مثل امیرحسین و بچه های دیگر از طریق کلیپ ها و این طور چیزها بود. اما پارکور را به دید فلسفه پارکور نگاه نمی کردم و بیشتر آن موقع برایم مهم شکل ظاهری آن بود. من تجربه ژیمناستیک داشتم و با تبادل اطلاعات با هم، به طور علمی روی این ورزش کار کردیم، تااینکه الان بعد از دو سال توانسته ایم حرفه ای شویم.

بعضی از حرکت های مهم در پارکور
(Vault) والت. گذشتن از هر مانعی به کمک دست. بیشتر حرکت های پارکور از این نوع هستند. هر کدام از حرکت های والت اسم مخصوص به خودشان را دارند مثل کینگ کونگ، مانکی، لیزی و.... نام گذاری هر کدام براساس فیگور ظاهری است که در آن گرفته می شود.
(Climding) حرکاتی که شامل بالا رفتن از یک سطح هستند مخصوصا از روی دیوار
(mount On)  فرود آمدن از ارتفاع که دو شکل متفاوت دارد.
1- ثابت که با فیگورSpiber  انجام می شود.
2- رولینگ: حرکت رو به جلو و معلق زدن روی پشت تا به بدن آسیبی نرسد.
(run Wall)  حرکت روی دیوار. مثل دویدن روی دیوار که در فلیم ماتریکس هم نمونه اش را دیده ایم.
(Spin Wall) با کف روی دیوار چرخیدن

(Spin Palm) حرکت روی لبه
(Leap Cat) حرکتی برای گذر از دو فاصله مثلا دو لبه پشت بام. اگر این فاصله فضایی خالی باشد این حرکت راjump Cat  می گویند.
 
دو مانع بزرگ برای پارکور هست. یکی حرف مردم و دوم ترس. اینها را باید کنار بگذاریم. این که کسی مسخره ات کند نباید تو را تحت تاثیر قرار دهد، یا حرف هایی مثل این که بابا در شان تو نیست این کار را بکنی و ...
 
یک نکته دیگر هم این که «پارکور» جنگولک بازی نیست. یعنی خود ما هم اول این فکر را می کردیم اما حالا به چند چیز دیگر رسیده ایم. تو هدف و نتیجه داری و برا ی آن تلاش می کنی.
 
اولین ضربه ای که معمولا همه دراین ورزش می خورند ضربه به ساق پاست. موقعی که از روی مانعی می پری پایت به میله ها گیر می کند. اما فکر می کنید بدترین ضربه هایی که این بچه ها تا حالا خورده اند چه بوده؟
امیرحسین: قبل از امتحانات پایان ترمم از یک ارتفاع سه متری زمین خوردم و مفصل آرنج و دماغم شکست. تقریبا 7-6 ماه هیچ کاری نمی توانستم بکنم. من در حرکتی این آسیب را دیدم که دوستان انگلیسی ام می گفتند خیلی خوب آن را انجام می دهم. یعنی در حرکتی که فکر می کردم خیلی ماهرم بعد از چهار سال این ضربه را خوردم.
آرمان: فکر می کنم تو اصل اول را رعایت نکردی. (این اصل را آرمان خلق کرده !) اصل اول این است: « وقتی خسته ای پارکور نکن.» تا به حال هر کدام از ما آسیب دیده ایم به  آن مرز خستگی  رسیده ایم. جایی که توان جسمی ات تحلیل می رود و جالب این که تو آن موقع وسوسه می شوی که بگذار این حرکت را هم بزنم. دقیقا این جمله را که می شنوی باید منتظر آسیب دیدن باشی و به قول ما «رب» می شوی.
میلاد: بعد از اولین تمرینم با امیرحسین جلوی دانشکده فیزیک (دانشگاه شریف) که انگار برای پارکور کردن ساخته شده، این قدر به خودم فشار آوردم که تا یک هفته نمی توانستم راه بروم و همه به من می خندیدند.
افشین: یک روز در باشگاه داشتم روی هوا می چرخیدم تا «بک فیلیپ» بزنم که مچ پایم رفت زیر بدنم. فقط یادم می آید وسط باشگاه خوابیده بودم و گریه می کردم و داد می زدم.
امیرحسین (امیرو): البته یک چیز هم باید بگوییم که در «پارکور» اصلا قرار نیست آسیب دیدگی باشد. علت آسیب های ما هم یا خستگی بوده یا اشتباه. مثلا ما برای فرود حرکتی به اسم «رول» داریم که ضربه را می گیرد و باعث می شود زانوها و ساق هایت آسیب نبینند. اسمش ورزش خطرناک هست اما اگر هوشیار باشی آسیب  نمی بینی.
آرش: من هر موقع کار کردم خسته نبودم (خنده جمع) و به همین خاطر تا حالا آسیب ندیده ام.
آرمان: آن اول ها که جوگیر بودم خواستم روی میله نیم پشتک بزنم. تا وسطش خوب آمدم و بعدش تنها چیزی که یادم می آید این است که دیدم میله دارد به من نزدیک می شود و با صورت روی آن آمدم.
امیرحسین (امیرو): اولین بار که داشتم از دیوار صاف بالا می رفتم بغل زانویم به دیوار گیر کرد و یک خراش بزرگ برداشت، ولی آسیب دیدگی جدی نداشته ام.
احسان: من در  اوج آمادگی جسمانی بودم. دقیقا 7 ماه پیش بود که داشتیم برای یک کلیپ کار می کردیم. در حرکتی که من قبلا زیاد روی آن کار کرده بودم درست به خاطر یک محاسبه کوچک که به آن توجه نکرده بودیم آسیبی دیدم. قرار بود از یک پشت بام به پشت بام دیگری بپرم. همه تمرین  های ما در شب انجام شده بود و ایزوگام سقف آن موقع سفت بود اما وقتی ظهر من این پرش را انجام دادم، ایزوگام بر اثر گرما نرم شده بود. در پرش بین این دو پشت بام که فاصله شان از هم تقریبا 7/5 متر بود، دو پایم چسبید توی ایزوگام و این باعث شد مینیسک زانویم پاره شود و مجبور شوم جراحی کنم. این یک مصاحبه کوچک بود که ما به آن توجه نکرده بودیم. سیستم ما با سیستم بدلکاران فرق می کند. آنها همیشه یک ایمنی دارند ولی مال ما کاملا واقعی است که فقط با تمرکز حواس و محاسبات دقیق می توانی آن را درست انجام بدهی.
در «پارکور» همه چیز به هنر حرکت کردن تو برمی گردد. در حقیقت هدف در نهایت این است که تو از جایی به جایی دیگر بروی، یکسری حرکت را بزنی و آسیب هم نبینی. آن موقع است که تو به عنوان یک انسان حس می کنی با توانایی های خودت تمام محدودیت ها و مرزهایی را که برای یک انسان وجود دارد از بین برده ای و این برایت لذت بخش است.
بچه ها از یک چیز دیگر هم در «پارکور» لذت می برند. چیزی که سباستین گفته. این که در پارکور هیچ رئیسی وجود ندارد، هیچ مسابقه ای نیست و تو با کسی کل کل نمی کنی. همه کنار هم فقط تمرین می کنند تا پیشرفت کنند. این که من از تو بهترم و از این جور چیزها وجود ندارد.
افشین: هر شخصی می تواند از یک ارتفاع بپرد و هر کسی با روش خودش این کار را می کند. مهم این است بعد از این پرش چه اتفاقی برای تو می افتد. یکی سالم می آید، یکی دست و پایش می شکند، یکی هم شاید بمیرد. اما پارکور می آید این را به ما نشان می دهد که با چه حرکتی تو سالم می مانی و کارت را هم می کنی. مهم این است که تو روی حرکتت تمرکز و فقط به آن فکر کنی و تجسمش کنی.
احسان: در حقیقت ما تا زمانی که از نظر ذهنی بر حرکت غالب نباشیم آن را انجام نمی دهیم. وقتی به مرز 100 درصد رسیدیم آن را انجام می دهیم.
میلاد: من هیچ وقت به نشدن حرکت فکر نمی کنم. این خیلی چیز مهمی است. چون اگر فکر کنم که می افتم، می افتم و همه چیز خراب می شود. آخر حرکت را خوب می بینم و آن را اجرا می کنم. اینجا بحث نترس بودن و ریسک پذیری هم هست و این که تو احتمال هایی خیلی کم هم را در نظر بگیری.
آرمان: تو باید یک تعادل بین ریسک و منطق برقرار کنی. اگر منطق زیاد شود، تو به این فکر دچار می شوی که نکند فلان اتفاق بیفتد. اگر هم ریسک زیاد بشود آن وقت تو کاری را می کنی که در توان فکری ات نیست و آن وقت ...
 
پارکور تاثیرات زیادی روی شخصیت ما داشته. اولین چیزی که خیلی مشهود بود و کلی روحیه آدم را عوض می کند این است که دید تو نسبت به شهر عوض می شود. الان وقتی دیواری را در شهر می بینیم یک لحظه  پیش خودمان تصور می کنیم داریم از آن بالا می رویم یا از آن پشت بام در حال پریدنیم. شهری که تا حالا همین طور معمولی از کنارش رد می شدی، حالا تمام تمرکز و حواست را به خود جلب می کند، با آن کانکت  می شوی و درباره اش تخیل می کنی. خیلی لذت بخش است. حس زنده شدن در شهر.
دوم این که تو مجبوری از ترس هایت بگذری و این در زندگی عادی خیلی کمکت می کند. این که از هر مانعی اگر بخواهی می توانی رد شوی. زندگی با مانع ها و سختی هایش برایت جالب می شود. یک جورهایی آدم  را جنگجو می کند، یک مبارزه  جویی لذت بخش و مثبت.




    درباره سایت

memebers:kian talai/alireza tajer/aram ebrahimi/mohammad akbari/ehsan asghari/sina sanatgar/omid samimi/amirhossein rezai

مدیر وبلاگ : omid samimi

    نویسندگان
    نظرسنجی
به نظر شما بهترین پارکور کار ها در کدام شهر (ایران)هستند؟






    آمار سایت
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :